سرو قد من را داغ تو خم کرده میگیری اشکم با دست ورم کرده بی تو علی مانده تک و تنها مرو…
خانه سکوت و شهر سکوت و اذان سکوت افتاده در تمامی هفت اسمان سکوت پاییز فصل هوهوی باد است و کوچه باغ…
پیش چشمم میزنی پرپر خجالت می کشم از تو در این حال درداور خجالت می کشم در قنوت از لرزش دستم پریشان…
من نفس بریدم با نفس نفس هات حیدرت بمیره خون چیه تو چشمات روزمون و شب کردی علی رو جون به لب…
یه عده علی رو دیدن حسن رو دیدن حسین و دیدن رفتن و رفتن تو ظلمت شب ترسیدن یه عده کسی رو…
بریز آب روان اسما ولی آهسته آهسته به جسم اطهر زهرا ولی آهسته آهسته بریز اب روان تا من بشویم مخفی از…
تو در بیت ولایت بعد مادر مادری زینب تو از طفلی امیرالمومنین را یاوری زینب به دست کوچک خود پاک کن اشک…
رفتی و مانده در دلم ناله بی صدای تو چه زود مستجاب شد فاطمه جان دعای تو تا تو حیات داشتی بهر…