رهاش کنید فکری برای ترک لباش کنید داره مناجات میکنه نگاش کنید نفس نداره یه کاری براش کنید جدا نکن اگه جدا…
رها کن عمه مرا باید امتحان بدهم رسیده موقع آن که خودی نشان بدهم رها کن عمه مرا تا شجاعت علوی نشان…
کنون که راه نداریم از حرم به حسن سلام میدهم از دور دم به دم به حسن بدان که دم زدن از…
نور دلای کربلایی اشکه برای ما راه رهایی اشکه اگه دلت گرفته از غم گاهی درمون این درده جدایی اشکه گریه کن…
من آبم هنوز شرمنده کودک ربابم هنوز یاد علقمه به پیچ و تابم هنوز یاد لب خشک تو کبابم من آب شدم…
فدات بشن بچه های من فدا بچه ها بشن بذار که قربونیِ کربلات بشن شهید این غربت تو نگات بشن یه لشکرن…
نفس تو سینه دم گرفته بازم چشامو غم گرفته بهونه ی حرم گرفته دلم گرفته ردم نکن که جا ندارم کسی بجز…
تو آسمونایی پیش خدایی یا اینکه امشب مهمون ویرونه ی مایی کجا بگردم دنبالت کجایی بابایی آه دل حرم شکسته مثل تو…