این جوان کیست که در قبضه او طوفان است

این جوان کیست که در قبضه او طوفان است

اسمان زیر سم مرکب او حیران است

پنجه در پنجه اتش بکند گاه نبرد

دشت از هیبت این معرکه سرگردان است

مشک بر دوش گرفتست دلش را در مشت

کوه مردی که همه ابروی میدان است

تا که لب تشنه نماند غریبان امروز

میرود در دل اتش به سر پیمان است

این طرف کوه جوانمردی و ایثار و شرف

روبرو قوم جفا پیشه و سنگستان است

صف به صف میشکند پشت سپاه شب کیش

اذرخشیست که غرنده تر از شیران است

خیره بر خیمه زینب شده و می نگرد

کودکی را که تمام عطش و گریان است

این که بر صفحه پیشانی او حک شده است

ایه هاییست که در سوره الرحمن است

.
.

لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید.
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است.
استفاده تجاری از اشعار مورد رضایت نیست.
.
Mohjat.blogfa.com
Mohjat.net

.