اشعار محرم 1401 کلیک کنید

من چقدر با روزای قبلم فاصله دارم * حاج امیر کرمانشاهی

من چقدر با روزای قبلم فاصله دارم
اشعار ماندگار
1

من چقدر با روزای قبلم فاصله دارم

من چقدر با روزای قبلم فاصله دارم

قدر تمومِ قافله بابا آبله دارم

حالا اومدی

حالا که دیگه رقیه افتاده از پا اومدی

حالا که بار سفر بستم از این دنیا اومدی

عمو عباسو نیاوردی چرا تنها اومدی

از وقتی که رفتی من کارم بجز هِق هِق نیست

دیگه رقیت بابا رقیه ی سابق نیست

آی بابا بابا بابا

****

منی که اصلاً یه ماهه از تو خبر نداشتم

طعنه شنیدم برای اینکه پدر نداشتم

حالا اومدی

خوابن حالا که تموم دخترای شام اومدی

حالا که نمیتونم بگم بابام اومدی

حالا که سفید شد از نبودنت موهام اومدی

عقیقتو بخشیدی به ساربان فهمیدم

منم النگوهامو به این و اون بخشیدم

آی بابا بابا بابا

****

تا که سرتو اینجوری دیدم خیلی دلم سوخت

منم شبیه موی سرِ تو موی سرم سوخت

از غصه پرم

خیلی از نبودنِ داداش علی اکبر دلخورم

معلومه وقتی نباشه من همش سیلی میخورم

افتادم روی زمین ولی نیفتاده چادرم

آی بابا بابا بابا

جهت دانلود صوت کلیک کنید

.

با نوای حاج امیر کرمانشاهی
ایام ماه مبارک رمضان 1401
خرید آنلاین کتاب مداحی 1401 »» کلیک کنید
اشتباهات تایپی متن مداحی را اطلاع بدید
.

www.instagram.com/mohjat_net
t.me/mohjat_net
www.aparat.com/mohjat
www.Mohjat.net
.

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …