اشعار محرم 1401 کلیک کنید

کربلایی حسین طاهری – اینجا دیار گریه کن ها از قدیم است

اینجا دیار گریه کن ها از قدیم است
اشعار ماندگار

اینجا دیار گریه کن ها از قدیم است

اینجا دیار گریه کن ها از قدیم است

دولت سرای حضرت عبدالعظیم است

صاحب لوای این حرم شاهی کریم است

تنها پناه بی پناهان این حریم است

بوی حسن دارد ضریح دلربایش

قربان رنگ سبز این گلدسته هایش

اینجا غمی دیرینه دارد گریه هایش

این سرزمین خیلی گران باشد بهایش

این خاک را وعده به یک نامرد دادند

داغ حسین را بر دل زهرا نهادند

شبهای جمعه نیمه شب ها تا سپیده

بر روی اسرارش خدا پرده کشیده

از راه می آید زنی قامت خمیده

لب می گذارد روی حلقوم بریده

فریاد های یا بنی پا بگیرد

حیدر بیاید بازوی زهرا بگیرد

روضه نمی خواهد تنی که سر ندارد

قربان آن آقا که انگشتر ندارد

یک تکه ای سالم همه پیکر ندارد

جایی برای بوسه مادر ندارد

گوید بنی یا بنی یا بنی

برخیز آمد مادرت زهرا بنی

دیدم خودم در عصر عاشورا بنی

افتاده بودی زیر دست و پا بنی

من بی وضو موی تو را شانه نکردم

حالا به دنبال سرت باید بگردم

 

.
شهادت حضرت حمزه
شهادت حضرت عبدالعظیم حسنی
کربلایی حسین طاهری
سال 1400
.
جدیدترین دفترچه کتاب مداحی  » کلیک کنید
لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است
سایت مهجه به روزترین مرجع انتشار متن مداحی
.
Mohjat.net
.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …