بیاید بریم با هم » نریمان پناهی ۱۴۰۲ + متن شعر

بازدید: 313 بازدید

بیاید بریم با هم یه سر به قتلگاه

افتاده روی خاک یه شاه بی پناه

یه طرف یه خواهری سرگردون بی سامون

یه طرف حسین و چشم گریون

زیر دست و پای شمر ملعون غرق خون

داره از رو تل میبینه زینب آزارش

خنجرو رو حنجر دلدارش

داره داد میزنه ظالم پاتو بردارش

****

پیچیده توی دشت صدای مادرش

میکوبه خنجرو به روی حنجرش

زنده بودی که تو رو برگردوند با پاهاش

ذره ذره کشتنت این اوباش

خواهرت میگه بمیرم واست ای داداش

زنده بودی که برید اون ظالم از تو سر

جلوی چشای خیس مادر

دست و پا میزدی زیر پای این لشکر

****

تو فکر غارته هرکی که اومده

هر نیزه ای میزد به پیکرت زده

یه نفر نرفته دست خالی از گودال

تو رو کشتنت چه بی استدلال

تنِ بی سرت رو خاک صحرا شد پامال

خواهرت با چشم زار و گریون بد احوال

روی تل تا تو رو دید رفت از حال

وای از اون خیمه های بی صاحب تو جنجال

****

بمیره نوکرت که حرمتت شکست

غرقِ به خون سرت رو نیزه ها نشست

به چه جرمی زدنت یا مغموم یا مهموم

شدی از یه قطره آبم محروم

بمیرم برات عزیز زهرا یا مظلوم

میشه روضه خون تو تنها در تاب و تب

تازه شد شروع عزای زینب

میره شهر به شهر به دنبال سر روز و شب

جهت دانلود صوت کلیک کنید

.

با نوای کربلایی نریمان پناهی
شب عاشورا ماه محرم ۱۴۰۲
اشعار محرم ۱۴۰۲ یکجا » کلیک کنید
ایراد تایپی متن شعر رو اطلاع بدید
Mohjat.Net
.

مطالعه بیشتر