دستشان باز شد آلوده به خون جانی ها * نفیسه سادات موسوی

دستشان باز شد آلوده به خون جانی ها

 دستشان باز شد آلوده به خون جانی ها

بی دوام است ولی خنده شیطانی ها

کم علمدار ندادیم در این کرب و بلا

کم نبودند در این خاک سلیمانی ها

جای هر قطره خون صد گل از این باغ شکفت

کی جهان دیده از این گونه فراوانی ها

آرزو داشت به یاران شهیدش برسد

رفت پیوست به حاج احمد و طهرانی ها

شعله شد خشم فرو خورده ما از این داغ

کم مباد از سرشان سایه نادانی ها

برسانید به آنها که پشیمان نشوند

ثمری نیست در این دست پشیمانی ها

غیرت است این که همه پیر و جوان می بندند

گره بر چکمه و سربند به پیشانی ها

انتقامش به خدا از حججی سخت تر است

وای از مشت گره‌ کرده ایرانی ها

راهی قدس شده لشکر آزادی قدس

این خبر را برسانید به سفیانی ها

شاعر: نفیسه سادات موسوی

منبع: آنا

 

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

دانلود نوحه جدید / جدید ترین متن نوحه و متن مداحی تمام مداحان از سایت مهجه

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است

سایت مهجه |  www.Mohjat.net

@Mohjat_net
#Mohjat