متن شعر
خدا به فکر فرو رفت گفت تنهایم
کجاست آینه ای تا کند تماشایم
برای خلوت خود دوست دوست میخواهم
بر این هزاره ی غم چاره اوست میخواهم
که خمره خمره ی ایجاد را به کاسه کنم
خودم خدایی خود را در او خلاصه کنم
میافرینمش از ماورای امکانم
که برملا بشود گنج های پنهانم
میافرینمش اینسان به خود اشاره کنم
به هرچه مینگرم خویش را نظاره کنم
به ذره ذره ی خورشید میتوان دیدش
درست لحظه ی توحید میتوان دیدش
به قصد خلقت عالم قلم گرفت آنگاه
گذاشت نقطه ی با را و گفت بسم الله
به نقطه خیره شد و چیز دیگری ننوشت
بر آن تکامل بی حد فراتری ننوشت
به نقطه خیره شد نقطه جان گرفت از او
در این معاشقه کم کم توان گرفت از او
به نقطه گفت که تو جوهر صدای منی
خوشا به حال من آری که تو برای منی
به نقطه گفت که ای لیلة الرغائب من
خوش آمدی به من ای مظهر العجائب من
به نقطه خیره شد و گفت این چقدر من است
به نقطه گفت که هنگامه ی علی شدن است
بسنده کرد به یک نقطه از علی فرمود
که این هم از سر عالم زیاد خواهد بود
کتابت همه ی دهر از تو یک سطر است
که صفحه صفحه ی دریا هنوز القطره است
سلیقه داشته آری سلیقه داشته است
خدا تخلص خود را علی گذاشته است
خدا به خلقت ایجاز خویش مایل شد
تمام گستره ی کائنات ساحل شد
خدا به حوصله برداشت مشتی از آن گل
جمال شکل گرفت و کمال کامل شد
نیافریده خدا چیز دیگری گویا
غرض وجود یدالله بود و حاصل شد
اضافه آمد از آن گل کمی که بعد از آن
هرآنچه خلق شد از مابقی آن گِل شد
همینکه کعبه بنا شد خلیل گفت اکنون
به بوسه بر قدم بوتراب قابل شد
علی به جلوه ی دیگر به جلوه ی کلمه
کلام شد به زبان رسول نازل شد
صدای او شب معراج را تکان میداد
شهود رتبه ی تو سخت بود و مشکل شد
به چشم داشتِ انگشتریِ او بودند
نماز خواند علی کائنات سائل شد
جهان نخواند علی را مگر نمیدانست
فریضه است علی از فریضه غافل شد
جهان به چشم علی استخوان خوکی بود
که صبح نوزدهم جان گرفت قاتل شد
ولی تمام نشد مرتضی دوباره تپید
به سینه ی من و تو رفت نام او دل شد
علی به جلوه ی دیگر به کربلا آمد
علم به دوش گرفت و ابوالفضائل شد
چگونه دم بزنم از تو از خصائل تو
که مانده ام به مدیح ابوالفضائلِ تو
.
سید مهدی میرداماد
ولادت حضرت علی 1400
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحهی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر