یا ابوفاضل آه و واویلا به تیغی حیف گیسویت گسستند دو بازویت دو بازویت گسستند از آنجایی که من بوسیده بودم بمیرم…
دردای دلم رو با کسی نگفتم میمیرم همین که به یاد کوچه میفتم هوا چرا تاریک شد کوچه چقدر تنگه کیه میکشه…
میشه محترم بشی سائل کرم بشی میشه با یه یاحسین زائر حرم بشی میشه با یه یا حسین به خوده خدا رسید…
یه روز میبینی از ابر چشام میگم به بابام کتک میزدی به جای سلام میگم به بابام کشیدی منو تو بازار شام…
و قبرها فی قلوب من والا ها مزار تو بی نشون مادر اما کی گفته بی حرم هستی توی قلبم حرم داری…
تا خبر جوونتو شنیدی تا حال و روز حسنینو دیدی با هر قدم خوردی زمین تو کوچه تا خونه رسیدی صدا زدی…
روی تاج عرش طبق نَص لولا فاطمه نقش شد زهرا سلام الله علیها فاطمه آن که خاک جانمازش را پرستش میکنند اولیا…
مگه میشه تنها بذاری منو کی گفته قرار بری فاطمه مگه تو نمیدونی با رفتنت به دنیای حیدر میدی خاتمه شبیه یه…