زمین و زمون بی تاب و مضطر شده پره خون چشمای حیدر امون ای امون مادر ای مادر توی خونه این دود…
تا که هیزم ها به دست عده ای شر گر گرفت کم کم اتش شد محیا بعد از ان در گر گرفت…
جز رحمت از چشمان تو دنیا چه می خواهد تشنه به غیر از اب از دریا چه می خواهد حالا که موسایم…
پر پرواز تا حرم بازه برای هر کس که غمی داره خوبه هر شب کربلا اما شب جمعه عالمی داره پره دل…
نور منور علی ساقی کوثر علی جان پیمبر علی اول و اخر علی اول مظلوم علی از حق محروم علی زمزمه فلک…
ای علمدار به چشم نیمه باز خود ببین ای علمدار که پیش من فتاده دست هات بر زمین ای علمدار تویی یل…
شبی از خویشتن سفر کردم سیر کردم جهان بالا را بین قصری ز باب های بهشت دیدم ام البنین و زهرا را…
فردای محشر کار دشوار است ای دل بیچاره ان کس که گرفتار است ای دل هر کس که حب فاطمه در دل…