.  اشعار محرم 99 منتشر شد

ای همسفر ای هم نفس ای روح امیدم

ای همسفر ای هم نفس ای روح امیدم

ای همسفر ای هم نفس ای روح امیدم

بردار سر از خاک من از شام رسیدم

هر چند که تیر سخنم کشت عدو را

خود مثل کمان در غم هجر تو خمیدم

روزی که عدو برد مرا از سر نعشت

امد به لبم جان دل از خویش بریدم

گردید دل سوخته ام تشت پر از خون

در تشت طلا تا سر خونین تو دیدم

یک بار نلرزیدم و زانوم نشد خم

صد کوه بلا را به سر دوش کشیدم

از حال دل سوخته ام باز چه پرسی

کز خصم ستمکار شنیدی چه شنیدم

انجا که عیان است چه حاجت به بیان است

این روی کبود من و این موی سپیدم

یک روز چو تو در بغل فاطمه بودم

یک روز پیاده به روی خار دویدم

از مقتل خون تا دم دروازه ساعات

یک گام نلرزیدم و یک دم نبریدم

با ان همه وقتی به لبت چوب جفا خورد

برخواستم و پیروهن خویش دریدم

 

 

حاج محمود کریمی / شب اربعین ماه صفر 1395

متن مداحی ای همسفر ای هم نفس ای روح امیدم

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

کپی کردن اشعار در سایت کتاب وبلاگ و نرم افزار به هیچ وجه مجاز نیست

www.mohjat.blogfa.com

www.Mohjat.net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0